دل ما گشته است دلبر ما گل ما بیحد است و شکر ما
ما همیشه میان گل شکریم زان دل ما قویست در بر ما
زهره باشد حوادث فلکی گر بگردد به گرد لشکر ما
ما به پری پریم سوی فلک زانکه اصلی است اصل گوهر ما
نعمت الله نور دیده ما است سایه اش کم مبادا به سر ما
حضرت حق کجا شود راضی که دل بنده ایی بیازاری
دل ما گشته است دلبر ما گل ما بیحد است و شکر ما
ما همیشه میان گل شکریم زان دل ما قویست در بر ما
زهره باشد حوادث فلکی گر بگردد به گرد لشکر ما
ما به پری پریم سوی فلک زانکه اصلی است اصل گوهر ما
نعمت الله نور دیده ما است سایه اش کم مبادا به سر ما
خوش چشمه آبی است روان در نظر ما سیراب شده خاک در از رهگذر ما
از دیده ما آب روان است به هر سو امید که جاوید بماند اثر ما
ما آب حیاتیم و روانیم به هر سو سرسبزی باغ خضر است از گذر ما
میخانه ما قبله حاجات جهان است شاد که جهانی به سر اید به درما
نوریست که از دیده مردم شده پنهان روشن بتوان دید ولی در نظر ما
مستیم ونداریم خبر از همه عالم این است خبر هرکه بپرسد خبر ما
در آینه دیده سید نظری کن تا باز نماید بتو روشن به سر ما
ما بنده درویشیم شاها نظری فرما صاحب نظری شاها ما را نظری فرما
آنجا که مقام توست ما را نبود باری باری زسر احسان اینجا نظری فرما
تو ناظرو منظوری ما آینه روشن در آینه روشن جانا نظری فرما
ما از نظر لطفت داریم بسی امید نومید مکن ما را حالا نظری فرما
در هر چه نظر کردیم نور تو دران دیدیم با عقل از آن گفتیم :اشیا نظری فرما
ای موسی بن عمران ذاتش نتوانی دید در عین همه بنگر اسماءنظری فرما
با سدی سرمستان داری نظری شاها از بهر دل سید ما را نظری فرما