از کرم بنواخت ما را یار ما لاجرم بالا گرفته کار ما
جان فرو شانیم در بازار عشق نان چه باشد بر سر بازار ما
اب چشم ما به هر سو می رود باز میگوید روان اسرار ما
منصب عالی اگر خواهی بیا خاک ره شو بر در خمار ما
از حباب و موج ودریا اب جو تا بیابی این همه اثار ما
جز یکی در هر دو عالم هست؟؟ نیست کس نکرد اقرار بر انکار ما
رند سر مستیم وباساقی حریف نعمت الله سید وسردار ما


