فقر ما خوش تر ز ملک پادشاه ما و درویشی و درویشی ما
فقر سلطانی است .سلطانی است فقر پادشه درویش و درویش پادشا
بینوایی ما و ذوق نیتی باز پرس از عاشقان بینوا
عاشق ومستیم در کوی مغان دینی و عقبی کجا و ما کجا
بی خودم من بی خودم من بی خودم با خدایم با خدایم با خدا
جام در و درد او درمان دل نوش کن جامی که تا یابی دوا
نعمت الله مست و می نوشد مدام در خرابات فنا جام بقا
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 8:34  توسط محمد علی
|


